در سیستمهای تست غیرمخرب (NDT)، دقت اندازهگیری، تضمینکننده ایمنی، کیفیت و اعتماد به نتیجه است. عیبیاب التراسونیک یکی از حیاتیترین ابزارها در این حوزه است که با ارسال و دریافت امواج فراصوتی، نقایص داخلی قطعات و جوشها را آشکار میسازد. با این حال، عملکرد دقیق این دستگاه وابسته به یک عامل اساسی کالیبره کردن دستگاه عیبیاب التراسونیک است.
کالیبراسیون، فرآیندی است که طی آن دستگاه با استانداردهای شناختهشده تنظیم میشود تا مقادیر واقعی را به درستی نمایش دهد. بدون کالیبراسیون، حتی پیشرفتهترین تجهیزات نیز ممکن است اطلاعات گمراهکننده یا نادرستی ارائه دهند. در این مقاله، به صورت جامع به بررسی مراحل، اهمیت، روشها و مشکلات ناشی از عدم کالیبراسیون دستگاه عیبیاب التراسونیک خواهیم پرداخت.
در واقع، کالیبراسیون دستگاه عیبیاب التراسونیک تنها به تنظیم خود دستگاه محدود نمیشود و عملکرد مجموعه دستگاه، پراب، کابل، کوپلنت و بلوک مرجع را نیز دربر میگیرد. نوع پراب، جنس قطعه، دمای محیط، وضعیت سطح و روش بازرسی میتوانند بر سیگنال دریافتی و دقت نتایج تأثیر بگذارند. به همین دلیل کالیبراسیون باید متناسب با شرایط واقعی بازرسی و الزامات استاندارد مورد استفاده انجام شود.
فهرست مطلب
Toggleمراحل کالیبره کردن دستگاه عیبیاب التراسونیک
کالیبره کردن دستگاه عیبیاب التراسونیک معمولاً طی فرآیندی چند مرحلهای انجام میشود که هر مرحله نیاز به دقت و تجربه دارد.
1. بررسی اولیه دستگاه و تجهیزات
پیش از شروع کالیبراسیون، باید وضعیت دستگاه، پراب، کابلها، کانکتورها و منبع تغذیه بررسی شود. سطح پراب و بلوک مرجع نیز باید تمیز و عاری از آلودگی باشند. هرگونه آسیب فیزیکی، اتصال ناپایدار یا خرابی کابل میتواند باعث ایجاد سیگنالهای غیرعادی و کاهش دقت کالیبراسیون شود. در صورت استفاده از پراب زاویهای، وضعیت گوه و سطح تماس آن نیز باید بررسی شود.
2. انتخاب بلوک مرجع مناسب
بلوک مرجع Reference Block باید از همان جنس قطعه تحت بررسی باشد و سوراخها یا ناپیوستگیهای استاندارد مانند SDH، FBH یا Notch داشته باشد. انتخاب بلوک مرجع باید بر اساس نوع تست، جنس قطعه، نوع پراب و استاندارد مورد استفاده انجام شود. بلوکهای V1 و V2 از نمونههای رایج در تنظیم و بررسی تجهیزات التراسونیک هستند، اما در برخی پروژهها استفاده از بلوکی که از نظر جنس، ضخامت و هندسه به قطعه واقعی نزدیکتر باشد، نتیجه مناسبتری ایجاد میکند. مهم است که بلوک مرجع دارای مشخصات مشخص و قابل ردیابی باشد و بازتابندههای آن برای هدف کالیبراسیون مناسب باشند.
3. تنظیم سرعت صوت
هر ماده دارای سرعت مشخصی برای عبور امواج التراسونیک است. تنظیم این سرعت در دستگاه بر اساس ماده تستشونده اولین گام در کالیبراسیون است. برای دستیابی به دقت مناسب، بهتر است سرعت صوت با استفاده از نمونهای همجنس یا نزدیک به جنس قطعه تعیین شود. استفاده از یک مقدار ثابت برای تمام مواد میتواند باعث خطا در محاسبه عمق و ضخامت شود. برای مثال، سرعت انتشار موج در فولاد، آلومینیوم و مواد پلیمری متفاوت است و حتی در یک ماده مشخص نیز شرایطی مانند دما و ساختار متالورژیکی میتواند بر سرعت واقعی صوت تأثیر بگذارد.
4. تعیین Delay و Zero Offset
برای حذف فاصله میان پراب و سطح قطعه (و تأثیر کوپلنت)، پارامترهای Delay یا Offset باید تنظیم شوند تا نقطه صفر در نمودار A-Scan مشخص شود. مقدار Delay یا Zero باید با توجه به پراب و تجهیزات مورد استفاده تنظیم شود، زیرا زمان رفت و برگشت موج فقط مربوط به ضخامت قطعه نیست و بخشی از آن به مسیر صوتی داخل پراب و تجهیزات متصل به آن مربوط میشود. تغییر پراب یا کابل میتواند نیاز به تنظیم مجدد این پارامتر را ایجاد کند.
5. تنظیم دامنه (Gain)
برای داشتن سیگنال واضح و مشخص، دامنه تقویت (Gain) باید تنظیم شود تا بازتابها به درستی در مانیتور نمایش داده شوند. Gain بیش از حد میتواند علاوه بر سیگنال اصلی، نویز و بازتابهای ناخواسته را نیز تقویت کند و تفسیر نتیجه را دشوار سازد. از طرف دیگر، Gain بسیار پایین ممکن است باعث شود بازتابهای ضعیف مربوط به ناپیوستگیهای کوچک قابل مشاهده نباشند. بنابراین مقدار Gain باید بر اساس بلوک مرجع، روش آزمون و سطح حساسیت تعیینشده در دستورالعمل بازرسی تنظیم شود.
در برخی بازرسیهای پیشرفته، برای جبران کاهش دامنه سیگنال با افزایش مسیر صوتی از روشهایی مانند DAC (Distance Amplitude Correction) یا TCG (Time Corrected Gain) استفاده میشود. این تنظیمات به اپراتور کمک میکنند سیگنالهای حاصل از بازتابندههایی در عمقهای مختلف را بر اساس یک سطح حساسیت مشخص مقایسه کند.
6. تنظیم فاصله یا Range
این پارامتر دامنه دید عمقی دستگاه را مشخص میکند. برای ضخامتهای مختلف باید Range مناسب انتخاب شود. تنظیم Range باید به گونهای انجام شود که تمام مسیر صوتی مورد نیاز برای بازرسی روی نمایشگر قابل مشاهده باشد. اگر Range بیش از حد کوچک انتخاب شود، بخشی از مسیر صوتی یا بازتاب موردنظر خارج از محدوده نمایش قرار میگیرد و اگر بیش از حد بزرگ باشد، دقت مشاهده و تفسیر سیگنالها کاهش پیدا میکند. در بسیاری از روشهای UT، تنظیم Range با استفاده از بازتابندههایی با مسیر صوتی مشخص روی بلوک مرجع انجام میشود.
7. اعتبارسنجی کالیبراسیون
در پایان مراحل، دستگاه باید دوباره روی بلوک مرجع آزمایش شود تا صحت کالیبراسیون تأیید شود. اعتبارسنجی نهایی اهمیت زیادی دارد، زیرا ممکن است دستگاه پس از تنظیم اولیه همچنان دارای خطا باشد. برای این کار، پراب دوباره روی نقاط مرجع بلوک قرار داده میشود و موقعیت و دامنه بازتابها با مقادیر مورد انتظار مقایسه میشوند. اگر بازتابها در محدوده قابل قبول قرار داشته باشند، کالیبراسیون تأیید میشود. در غیر این صورت باید پارامترهایی مانند سرعت صوت، Zero، Range یا Gain مجدداً بررسی و تنظیم شوند.
بهتر است تنظیمات نهایی کالیبراسیون شامل نوع پراب، فرکانس، سرعت صوت، Gain، Range، Delay و مشخصات بلوک مرجع ثبت و مستندسازی شوند.

چرا کالیبره کردن دستگاه عیبیاب التراسونیک ضروری است؟
کالیبراسیون یکی از حیاتیترین اقدامات در هر عملیات بازرسی التراسونیک است. دلایل اهمیت این کار را میتوان در چند دسته طبقهبندی کرد:
- افزایش دقت اندازهگیری: بدون کالیبراسیون صحیح، اندازهگیری ضخامت، عمق عیب یا فاصله از سطح ممکن است کاملاً نادرست باشد.
- افزایش قابلیت اطمینان نتایج: در صنایع حساس مانند هوافضا یا پتروشیمی، تصمیمگیری براساس نتایج تست است. کالیبراسیون اطمینان از صحت این نتایج را فراهم میکند.
- انطباق با استانداردهای جهانی: کدهای ASME، AWS، ISO و EN همه الزام به کالیبراسیون دقیق دستگاههای NDT دارند.
- جلوگیری از ریسکهای ایمنی: عدم شناسایی ترک یا نقص ساختاری به دلیل خطای دستگاه میتواند منجر به انفجار، تخریب یا حادثه شود.
- افزایش عمر مفید دستگاه: کالیبره کردن منظم باعث میشود قطعات داخلی دستگاه در شرایط بهینه کار کنند و احتمال خرابی کاهش یابد.
- افزایش تکرارپذیری نتایج: کالیبراسیون صحیح باعث میشود نتایج بازرسیهای مختلف در شرایط مشابه، قابلیت مقایسه بیشتری داشته باشند. این موضوع در پروژههایی که تعداد زیادی قطعه مشابه باید بررسی شوند اهمیت زیادی دارد، زیرا اپراتور میتواند نتایج حاصل از تستهای مختلف را بر اساس یک مرجع و تنظیمات مشخص مقایسه کند.
مواردی که باید هنگام کالیبره کردن عیبیاب التراسونیک بررسی کنید
در زمان کالیبره کردن دستگاه عیبیاب التراسونیک، باید به عوامل مختلفی توجه کرد تا فرآیند به درستی انجام شود:
- نوع پراب (پروب): فرکانس، نوع (مستقیم، زاویهدار، فازی)، قطر و زاویه
- سلامت کابل و کانکتورها: کابل آسیبدیده، اتصال شل یا کانکتور معیوب میتواند باعث افت یا ناپایداری سیگنال شود و نتیجه کالیبراسیون را تحت تأثیر قرار دهد.
- جنس قطعه تست: تأثیرگذار بر سرعت صوت، جذب انرژی و کیفیت بازتاب
- شرایط محیطی: دما، رطوبت و نویزهای الکتریکی میتوانند بر دقت تأثیر بگذارند
- کوپلنت: انتخاب ژل یا روغن مناسب برای انتقال موثر امواج
- وضعیت سطح بلوک مرجع: سطح بلوک باید تمیز و عاری از زنگزدگی، آلودگی یا آسیبهایی باشد که میتوانند روی انتقال امواج و بازتاب سیگنال تأثیر بگذارند.
- کالیبره کردن در هر شیفت کاری: بهویژه اگر دمای محیط یا پراب تغییر کرده باشد
- ثبات دستگاه: لرزش یا اتصالات ضعیف ممکن است سیگنال را مختل کند
- روش مورد استفاده: A-scan، B-scan یا TOFD، هرکدام نیاز به تنظیم خاصی دارند
- ثبت تنظیمات کالیبراسیون: مشخصات پراب، سرعت صوت، Gain، Range، Delay، نوع بلوک مرجع و شرایط تست بهتر است ثبت شوند تا در بازرسیهای بعدی امکان بررسی و تکرار تنظیمات وجود داشته باشد.

مشکلات رایج در صورت کالیبره نکردن دستگاه عیبیاب التراسونیک
عدم کالیبره کردن دستگاه عیبیاب التراسونیک میتواند منجر به بروز مشکلات زیر شود:
- عدم تشخیص ترک یا ناپیوستگی: عیوب مهم مانند ترکهای ریز، جدایش یا خلل ممکن است اصلاً شناسایی نشوند.
- نمایش اشتباه موقعیت عیب: ممکن است مکان عیب یا عمق آن به اشتباه گزارش شود، که در تعمیرات یا تصمیمات ایمنی تأثیر مستقیم دارد.
- خطای در تشخیص ضخامت: بهویژه در بازرسی خوردگی یا فرسایش، عدم کالیبراسیون میتواند منجر به گزارش اشتباه از ضخامت قطعه شود.
- افزایش احتمال تفسیر اشتباه سیگنال: تنظیمات نامناسب Gain، Range یا Zero میتوانند باعث شوند سیگنالهای واقعی با نویز یا بازتابهای ناخواسته اشتباه گرفته شوند. این مسئله احتمال تفسیر اشتباه A-Scan و تصمیمگیری نادرست درباره وضعیت قطعه را افزایش میدهد.
- رد یا پذیرش نادرست قطعات: قطعهای سالم ممکن است به اشتباه رد شود یا قطعهای معیوب به چرخه تولید بازگردد.
- غیرقابل قبول بودن گزارش در ممیزیها: در صورت بررسی توسط ممیزان، گزارشهای بدون کالیبراسیون فاقد اعتبار هستند و ممکن است باعث رد شدن پروژه یا خسارت قراردادی شود.
6 روش کالیبراسیون عیبیاب التراسونیک
کالیبره کردن دستگاه عیبیاب التراسونیک بسته به کاربرد، نوع دستگاه و استاندارد مورد استفاده، به روشهای مختلفی انجام میشود:
1. کالیبراسیون ضخامت (Thickness Calibration)
- استفاده از بلوکهایی با ضخامتهای مشخص
- بررسی دقت نمایش ضخامت در شرایط مختلف
2. کالیبراسیون فاصله یا رنج (Range Calibration)
- اطمینان از اینکه فاصله بین دو بازتاب به درستی نمایش داده میشود
- تنظیم Time Base دستگاه
3. کالیبراسیون زاویه (Angle Calibration)
- بهویژه در پرابهای زاویهدار مانند ۶۰ یا ۷۰ درجه
- بررسی انطباق مسیر موج با زاویه واقعی
در کالیبراسیون پراب زاویهای علاوه بر بررسی زاویه، باید نقطه شاخص پراب نیز کنترل شود. نقطه شاخص محل ورود مؤثر پرتو صوتی به قطعه است و تعیین دقیق آن برای محاسبه مسیر صوتی و مکانیابی عیب اهمیت دارد.
همچنین زاویه واقعی شکست موج باید با مقدار مورد انتظار مقایسه شود. در صورت وجود اختلاف قابل توجه، موقعیت عیب روی قطعه ممکن است به شکل اشتباه محاسبه شود. به همین دلیل در بازرسی جوش، کنترل پراب زاویهای و استفاده از بلوک مناسب اهمیت زیادی دارد.
4. کالیبراسیون حساسیت (Gain Calibration)
- تنظیم سطح سیگنال برای اطمینان از تشخیص حتی عیوب کوچک
- اعمال DAC یا TCG برای تنظیم حساسیت در عمقهای مختلف
در برخی روشهای بازرسی، برای کنترل تغییر دامنه سیگنال با افزایش مسیر صوتی از منحنی DAC یا تنظیم TCG استفاده میشود. DAC امکان مقایسه دامنه بازتابندهها را در فاصلههای مختلف بر اساس یک منحنی مرجع فراهم میکند و TCG با اعمال تقویت وابسته به زمان، افت سیگنال در مسیرهای طولانیتر را جبران میکند. استفاده از این تنظیمات باید مطابق روش اجرایی و استاندارد مورد استفاده در پروژه انجام شود
5. کالیبراسیون محور زمانی (Time-of-Flight)
- در روش TOFD، اطمینان از تطابق زمان پرواز موج با فاصله واقعی
6. کالیبراسیون با استفاده از استانداردهای خاص
- استفاده از بلوکهای مرجع ASTM E2491 ،V1 و V2 بر اساس نوع تست
- برخی صنایع از بلوکهای سفارشی یا شبیهسازی شده استفاده میکنند
بلوک V1 و V2 در کالیبراسیون دستگاه التراسونیک چه کاربردی دارند؟
بلوکهای V1 و V2 از بلوکهای شناختهشده در آزمونهای التراسونیک هستند و برای تنظیم و بررسی پارامترهای مختلف دستگاه و پراب مورد استفاده قرار میگیرند. این بلوکها دارای ابعاد و بازتابندههای مشخصی هستند که امکان بررسی عملکرد سیستم را فراهم میکنند.
بلوک V1 یا IIW در بسیاری از کاربردها برای بررسی پارامترهایی مانند Range، نقطه شاخص پراب، زاویه و حساسیت مورد استفاده قرار میگیرد. بلوک V2 نیز در تنظیم و بررسی برخی پارامترهای پرابهای مستقیم و زاویهای و کنترل مسیر صوتی کاربرد دارد. انتخاب بین V1، V2 یا سایر بلوکهای مرجع باید بر اساس نوع پراب، روش بازرسی، جنس قطعه و استاندارد پروژه انجام شود و نمیتوان یک بلوک را برای تمام کاربردهای UT مناسب دانست.
تفاوت کالیبراسیون و تنظیم دستگاه عیبیاب التراسونیک
کالیبراسیون و تنظیم دستگاه دو مفهوم مرتبط اما متفاوت هستند. در کالیبراسیون، عملکرد سیستم اندازهگیری با یک مرجع شناختهشده مقایسه و در صورت نیاز اصلاح میشود. اما تنظیمات دستگاه برای یک بازرسی مشخص میتواند شامل انتخاب Gain، Range، Gate، DAC، TCG و سایر پارامترهای مورد نیاز روش باشد.
بنابراین ممکن است دستگاه پس از کالیبراسیون صحیح، برای اجرای یک تست خاص همچنان به تنظیمات متناسب با نوع قطعه، ضخامت، نوع پراب و معیار پذیرش نیاز داشته باشد.
نتیجه گیری
کالیبره کردن دستگاه عیبیاب التراسونیک یکی از مهمترین مراحل در اجرای تستهای غیرمخرب دقیق، ایمن و قابل اعتماد است. این فرآیند تضمین میکند که دستگاه در شرایط واقعی نیز همان دقتی را دارد که در شرایط آزمایشگاهی دارد. عدم کالیبراسیون یا کالیبره نادرست میتواند به خطاهای بزرگ، تصمیمات اشتباه و در نهایت خسارات مالی و جانی منجر شود.
پیشنهاد میشود اپراتورهای تست التراسونیک به طور منظم دستگاهها را کالیبره کرده و نتایج را ثبت و مستندسازی کنند. همچنین استفاده از تجهیزات مرجع استاندارد، آموزش تخصصی، و پایبندی به استانداردهای بینالمللی میتواند اعتبار نتایج تست را افزایش دهد.
سوالات متداول درباره ی کالیبره کردن دستگاه التراسونیک
- آیا کالیبره کردن دستگاه التراسونیک باید روزانه انجام شود؟
در بسیاری از استانداردها توصیه میشود که دستگاه در هر شیفت کاری یا پس از هر تغییر در شرایط کاری کالیبره شود. - تفاوت بین کالیبراسیون DAC و TCG چیست؟
DAC (Distance Amplitude Correction) برای تنظیم حساسیت نسبت به فاصله استفاده میشود، در حالی که TCG (Time Corrected Gain) حساسیت را بر اساس زمان پرواز موج تنظیم میکند. - آیا کالیبراسیون فقط برای دستگاههای جدید نیاز است؟
خیر. حتی دستگاههای قدیمیتر نیز باید به طور دورهای کالیبره شوند، زیرا ممکن است اجزای داخلی دچار فرسودگی یا تغییر عملکرد شده باشند. - چه نوع بلوکی برای کالیبره کردن مناسب است؟
بلوک باید از همان جنس ماده مورد تست باشد و دارای حفرهها یا ناپیوستگیهای استاندارد باشد. استانداردهای ASTM یا EN معمولاً نوع بلوکها را مشخص میکنند. - اگر دستگاه کالیبره نباشد، چه مشکلی برای نتایج تست پیش میآید؟
- نتایج ممکن است کاملاً نادرست باشد، مانند نمایش ضخامت اشتباه، عدم تشخیص عیب یا تشخیص عیب غیرواقعی. این امر میتواند اعتبار کل فرآیند تست را زیر سؤال ببرد.




5 پاسخ
دمای محیط یا سطح تست روی دقت کالیبراسیون دستگاه تأثیر داره؟
بله، دمای محیط و شرایط سطح تست میتوانند روی دقت کالیبراسیون دستگاه تأثیر بگذارند. تغییرات دما میتواند سرعت صوت در مواد را تغییر دهد و در نتیجه اندازهگیریهای التراسونیک را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین، کیفیت و یکنواختی سطح نمونه برای حصول نتایج دقیق بسیار مهم است.
برای قطعات فلزی مختلف، آیا باید کالیبراسیون جداگانه انجام داد یا یه روش کلی هست؟
برای قطعات فلزی با جنسها و ضخامتهای مختلف، بهتر است کالیبراسیون جداگانه انجام شود تا دقت اندازهگیری حفظ شود. روش کلی ممکن است برای همه فلزات مناسب نباشد.
چرا در دفترچه بعضی از دستگاه برای کالیبراسیون خودکار گفته پیک دوم را به 80 درصد برسانید و سپس کالیبره کنید مگه نمیگن پیک اول با p-delay و پیک آخر با material velocity